۱۳۹۳ بهمن ۷, سه‌شنبه

رنجنامه ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی در زندان رجایی شهر کرج

.
مطالبی که در زیر می‌ایند نه فقط بی‌عدالتی است که در حق من روا داشته شده و می‌شود، بلکه بیان گوشه‌ای از جفاهایی است که در حق نو کیشان مسیحی و گاهی ارامنه در جمهوری اسلامی ایران کرده می‌شود.
ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی که هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج بسر می‌برد طی نامه‌ای می‌نویسد: «نوکیشان مسیحی افرادی هستند که تصمیم گرفته‌اند زندگیشان را در ایمان مسیح سپری کنند، که این تصمیم فردی کاملن مطابق با اصل ۲۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی و اصل ۱۸ میثاق حقوق بشر می‌باشد؛ اما کسانی که خواسته‌اند در ایران از این حق قانونیشان استفاده نمایند و مطابق اصل ۱۹ میثاق حقوق بشر خواهان ابراز عقایدشان به مسیحیت می‌باشند و نباید بر طبق اصل نوزده و حمایت قانون، ترسی از ابراز عقیده داشته باشند؛ این در حالی است که وزارت اطلاعات آن‌ها را به خاطر استفاده از حقوق قانونیشان بازداشت می‌نماید و حق ابراز عقیده و دادن آموزش اعتقادات مسیحی و گرفتن آموزش در زمینه اعتقادیشان که مطابق با اصل سیزده قانون اساسی جمهوری اسلامی می‌باشد به بهانهٔ مبارزه با فرقه‌گری منع می‌نمایند و آن‌ها را متهم به براندازی نرم از طریق ترویج مسیحیت می‌نمایند.»
متن کامل این نامه که برای انتشار در اختیار گزارشگران مجموعه فعالان حقوق بشر قرار گرفته است در زیر می‌آید:
نوکیشان مسیحی افرادی هستند که تصمیم گرفته‌اند زندگیشان را در ایمان مسیح سپری کنند، که این تصمیم فردی کاملن مطابق با اصل ۲۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی و اصل ۱۸ میثاق حقوق بشر می‌باشد؛ اما کسانی که خواسته‌اند در ایران از این حق قانونیشان استفاده نمایند و مطابق اصل ۱۹ میثاق حقوق بشر خواهان ابراز عقایدشان به مسیحیت می‌باشند و نباید بر طبق اصل نوزده و حمایت قانون، ترسی از ابراز عقیده داشته باشند؛ این در حالی است که وزارت اطلاعات آن‌ها را به خاطر استفاده از حقوق قانونیشان بازداشت می‌نماید و حق ابراز عقیده و دادن آموزش اعتقادات مسیحی و گرفتن آموزش در زمینه اعتقادیشان که مطابق با اصل سیزده قانون اساسی جمهوری اسلامی می‌باشد به بهانهٔ مبارزه با فرقه‌گری منع می‌نمایند و آن‌ها را متهم به براندازی نرم از طریق ترویج مسیحیت می‌نمایند.
من که تا کنون ۳ بار به خاطر اعتراف به مسیحی بودنم و استفاده از حقوق قانونی مندرج در ستور بالا در دادگاه انقلاب محاکمه شده‌ام، به مواردی اشاره خواهم نمود که کوچک‌ترین اغراق یا سیاه نمایی در آن نخواهد بود. زیرا معتقدم آنچه که بر سر نو کیشان مسیحی در ایران می‌گذرد به اندازه‌ای قابل توجه است که نیازی به اغراق یا دروغ‌پردازی نمی‌باشد.
مطالب زیر از سال ۱۳۸۸ الی ۱۳۹۳ رخ داده است:
اولین مواجه من با دستگاه امنیتی به سال ۸۸ بازمی‌گردد که من را به ساختمان ستادشان در رباط‌ کریم احضار نمودن. در آنجا به مسیحی بودنم اعتراف کردم و چند روز بعد در ستاد کرج مجدد به صورت کتبی به شکلی محترمانه بازجویی شدم. آن روز نتوانستند مرا به کنار گذاشتن عقایدم متقاعد کنند و هشدار دادن که اگر در بازداشت‌هایشان نو کیشان اسمی از من ببرند خدا به فریادم برسد. همچنان زندگی عادیم را در کنار عقاید مسیحیم سپری می‌کردم و با دوستان نوکیشم رابطه داشته و از اعتقادات دینیمان گفتگو می‌کردیم، تا اینکه صبح روز ۲۰ دی ماه ۱۳۸۹ چندتن از مأموران اطلاعات با ارائه حکم قضای محترمانه به گشتن منزل شخصیم پرداختند و لوازم کامپیوتری و کتابهای دینی‌ام را توقیف کردند و خودم را برای بازجویی به ستاد رباط‌ کریم بردند. چند ساعتی به بازجویی سپری شد و در ‌‌نهایت آخر شب مرا به منزل فرستادند و دو روز بعد طی تماس تلفنی به دادگاه انقلاب رباط ‌کریم رفته و حکم بازداشت موقتم صادرشده و به اندرز‌گاه ۸ زندان رجایی شهر منتقل شدم.
بازجویی‌های فشرده دو هفته ادامه داشت و خلاصه‌اش این بود که اگر مسلمان شوی آزادت می‌کنیم در غیر این صورت زندانی خواهی شد. اتهامات وارده در پرونده اولم به شماره ۹۰۰۷۴۳ تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و توهین به مقدسات بود که از توهین به مقدسات تبرئه و علارغم دفاع کاملم به ۵ ماه حبس تعزیری و ۵ ماه حبس تعلیقی به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم شدم. زیرا ادعای وزارت اطلاعات این است که ایرانیان به علت سرخوردگی از حکومت اسلامی به سوی مسیحیت گرایش پیدا می‌کنند. لیکن این در حالی است که به گفته خود نو کیشان آزاد، چون سبک زندگی انجیل را دوست دارند مسیحی می‌شوند. در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۳۹۰ از این پرونده آزاد شدم.
از آن رو که من همچنان مسیحی بودم به داشتن ارتباط با هم‌کیشانم ادامه دادم و وزارت اطلاعات نیز از زندگیم گزارش کتبی درخواست می‌کرد.
مطابق اصول قانونی که در بالا ذکرش رفت تصمیم به راه‌اندازی سایت آموزش الهیات مسیحی نمودم که در تاریخ ۱۸ اسفند ماه ۹۱ در محل کارم مجدد بازداشت‌شده و به زندان اوین منتقل شدم.
بازجویی‌ها خوشبختانه با احترام کامل انجام شد اما خاسته‌هایی که مأمورین داشتند بر خلاف قوانین مکتوب می‌بود. به طور مثال حق ایجاد سایت آموزشی الهیات مسیحی و تحصیل الهیات به منظور کشیش شدن را به من نمی‌دادند و به طور مستقیم گفتند: «فکر نکن که اگر مسیحی شده‌ای به تو این اجازه را می‌دهیم که کشیش هم بشوی.»
بازجویی‌ها در این پرونده دوم به شماره ۹۲۱۲۷۳ در تاریخ ۲۸ اسفند ماه ۹۱ به اتمام رسید و به اتهام تبلیغ علیه نظام به بند ۳۵۰ منتقل شدم. در اردیبهشت‌ماه ۹۲ با قید وثیقه آزاد شدم. دو ماه بعد جلسه دادگاه برگزار شد. پس از قرایت کیفرخواست و رد اتهامات از طرف بنده به دستور قاضی وقت دو نفر به نمایندگی از وزارت اطلاعات در دادگاه حاضر شدند تا از کیفرخواست دفاع کنند.
پس از یک ساعت گفتگوی مسالمت‌آمیز و آوردن دلایل مستند برای بی‌گناهیم و رد کیفرخواست توسط قاضی نماینده وزارت اطلاعات رو به من چنین اعتراف نمود: «آقای فیروزی وقتی ما قانون نمی‌توانیم شما را به علت مسیحی شدن محاکمه نماییم باید چه کارکنیم؟»
این اعتراف از جانب نماینده وزارت اطلاعات در مقابل قاضی تعمق برانگیز بود و من سکوت کردم. پس از آنکه قاضی مدارک و دلایل کافی برای محکوم کردنم نداشت برای تحریک من به فحاشی پرداخت و خطاب به نماینده وزارت گفت: «برای این‌ها نیازی به تشکیل پرونده و دادگاه نیست، خودتان با یک گلوله کار را تمام کنید.»
به عبارت دیگر قاضی به شکل شفاهی دستور قتل مرا بدون محاکمه صادر کرد. دو ماه بعد حکم دومم به شماره پرونده ۹۲۱۲۷۳ به اتهام تبلیغ علیه نظام به درب منزلم ارسال شد و قاضی به خاطر داشتن سایت آموزشی دینی و برگزاری کلاسهای آموزش الهیات مسیحی برای هم‌کیشانم مرا به ۱ سال حبس و ۲ سال تعبید به شهرستان سرباز واقع در استان سیستان و بلوچستان محکوم نمود. در صورتی که در حکم مندرج است که بنده مخالفتی با حکومت اسلامی ندارم اما قاضی به استناد به علم قاضی چنین حکمی را صادر نموده بود. می‌دانستم اعتراض چنین حکم سفارشی تأثیری ندارد. یک هفته را برای سرو سامان دادن به کار‌هایم اختصاص دادم و قصد داشتم پس از یک هفته خودم را به زندان معرفی کنم. آخر هفته برای خداحافظی از دوستم به ملک شخصیش در کرج رفتم و از دوست ارمنی‌ام نیز خواهش کردم به آنجا بیاید.
مدت کوتاهی از حضورمان نگذشته بود که مأمورین وزارت اطلاعات بدون ارائه حکم قضایی وارد شدند. کتاب‌ها و کامپیوتر‌ها را توقیف نمودند و شروع به توهین کردند. در هنگام انتقالمان به اندرزگاه ۸ زندان رجایی شهر به من گفتنند: «اگر ۱۰۰ بار هم با دوستانت جمع شوی باز هم بازداشتت می‌کنیم. ما اجازه نمی‌دهیم شما نوکیشان رسمیت پیدا کنید یا پس از افزایش جمعیتتان از حکومت تقاضای نماینده در مجلس شورای اسلامی می‌کنید، ما به شما رسمیت نمی‌دهیم.»
بدین شکل بازداشت و پرونده سازی سومم به تاریخ ۲۵ شهریور ماه ۹۲ اتفاق افتاد. در شب اول بازجویی با توسل به زور و تهدید و شکنجه سعی در گرفتن اعترافاتی داشتند که خودشان می‌خواستند و وقتی با مقاومت من روبرو شدند، چهار روز را بدون بازجویی و تفهیم اتهام در زندان رجایی شهر سپری نمودم.
از آنجا من و دوست ارمنی‌ام را به بند ۲۴۰ اوین منتقل کرده و این بار بازجویی‌ها با تهدید و توهین و تفتیش عقاید و گرفتن اعتراف اجباری همراه بود. در اصل سعی داشتند با استفاده از دو پرونده قبلی‌ام پرونده‌سازی جدیدی نمایند که به گفته بازپرس شعبه ۶ دادسرای مقدس آقای اسدی جرمم را افزایش دهند. اما من برای ۲ پرونده قبلی‌ام محاکمه و حکم قطعی گرفته بودم. دو ماه نیز در بند ۲۰۹ بازجویی‌ها ادامه داشت که در ‌‌نهایت در تاریخ ۱۲ آبان ماه ۹۲ به بند ۳۵۰ منتقل شدم. در وضعیت قضایی پرونده‌سازی سومم شماره پرونده‌ای درج نشده است و صرفا با استعلام از شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران مربوط به قاضی مقیسه مدت ۱۷ ماه هست که بدون محاکمه در بازداشت به سر می‌برم و قاضی نیز اجازه نمی‌دهد با قید وثیقه آزاد شوم.
آنچه که خواندید نه فقط برای من، بلکه روندی است که برای اغلب مسیحیان نو کیش در ایران وجود دارد. درحالی‌که حکومت ایران به قوانین مکتوب و پذیرفته شده خودش نیز در قبال اقلیت‌های دینی پایبند نمی‌باشد.
به امید روزی که هیچ انسانی به خاطر عقایدش چه مسلمان، چه مسیحی، چه زرتشتی و یا سایر ادیان به خاطر بازی‌های سیاسی حکومت‌هایشان در زندان نباشند.

پایان کارزار ممنوعیت استفاده از نام "الله" برای مسیحیان مالزی

.دادگاه فدرال مالزی با رد امکان درخواست تجدیدنظر در مورد حکم پیشین این دادگاه برای ممنوعیت استفاده از کلمه «الله» به کارزار قانونی شش ساله دولت و کلیسای کاتولیک مالزی پایان داد.

به گزارش «محبت نيوز»، کلیسای کاتولیک این کشور روز گذشته همه راه‌کارهای قانونی به منظور لغو ممنوعیت استفاده از کلمه «الله» در نسخه مالایی زبان هفته نامه هرالد را از دست داد.
بنابه این گزارش، دادگاه فدرال مالزی درخواست بازنگری در خصوص تصمیم اولیه این دادگاه که امکان تجدیدنظر را نیز ممنوع دانسته بود، رد کرد.
حکم پیشین دادگاه مالزی استفاده از کلمه «الله» را مختص مسلمانان این کشور دانسته بود و تاکید داشت که مسیحیان در نشریه هرالد نباید از این واژه استفاده کنند.
«لاورنس اندرو» دبیر هفته نامه «هرالد» که دیگر امکان استفاده از کلمه «الله» در هفته نامه خود را از دست داده، در واکنش به این تصمیم دادگاه گفته است که این پایان راه نیست.
وی گفته است: اکنون چه می‌توانیم بکنیم؟ دستان ما بسته است. ما در این شرایط زندگی می‌کنیم و دعا می‌کنیم و امیدواریم که راهی پیدا شود.
به گفته راديو كوچه، هفته نامه «هرالد» که به چهار زبان مالایی، تامیل، چینی و انگلیسی در ١۴ هزار نسخه منتشر می‌شود متعلق به مسیحیان مالزی است.
وزارت کشور مالزی از سال ٢٠٠٧ از هفته نامه هرالد خواسته بود در مطالب خود از کلمه «الله» استفاده نکند، اما یک دادگاه ایالتی این کشور در ابتدا این خواسته را مخالف قانون دانست.
سپس در اکتبر سال ٢٠١٣ دادگاه تجدیدنظر با رد نظر دادگاه ایالتی، خواستار استفاده نشدن از کلمه «الله» توسط این هفته نامه شد.
مسیحیان مالایی زبان مالزی برای مدت‌های طولانی از کلمه «الله» به جای معادل انگلیسی آن (GOD) استفاه می‌کردند، اما مقامات مالزی بر این باورند که این موضوع می‌تواند ایمان مسلمانان را به خطر بیندازد و صلح در مالزی را نیز از بین ببرد.
«زینول ریجال ابوبکر» رییس انجمن وکلای مسلمان مالزی معتقد است مسلمانان از این که مسیحیان از واژه «الله» برای اشاره به خدا استفاده کنند، خوشحال نیستند.

کمپین حق حیات یک ماه پس از آغاز بکار به ۱۷ هزار عضو رسید

کمیته گزارشگران حقوق بشر - کمپین حق حیات ایران که فعالیت خود را از دهم اکتبر سال جاری میلادی مصادف با روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام آغاز کرده با گذشت یک ماه از زمان فعالیت خود به ۱۷ هزار عضو رسید.
در بیانیهٔ آغاز بکار این کمپین آمده: اولویت ما در «کمپین حق حیات» نه اقدام عملی در راستای «لغو مجازات اعدام» که تغییر فرهنگ و ذهنیت جامعه و آگاهی‌بخشی در خصوص حق زندگی است، ما بر این باوریم که گفتگو در مورد حق حیات (و بحث‌های مرتبط با آن) با وجود آمار بالای اعدام در ایران امری ضروری است و می‌تواند کمک موثری باشد در جهت احترام به شان و منزلت انسان و حرکت به سوی جامعه‌ای که ارزش‌های انسانی همچون مدارا، پرهیز از خشونت و رواداری را محترم بشمارد.
کمپین حق حیات تلاشی است برای درک بیشتر مقوله‌ی اعدام و آثار و نتایج اجرای آن در یک جامعه. ما معتقدیم با ارائه توضیحات کافی و منطقی می‌توان نظر بسیاری از موافقان مجازات اعدام را تغییر داد.
در نتیجه هدف اصلی ما تهیه محتوایی کامل، شفاف، قابل استناد و ارجاع در حوزه‌های مختلف مرتبط با اعدام به زبان فارسی است. امید که مطالب تهیه و منتشر شده از طریق وب‌سایت، صفحهٔ فیسبوک و توییتر این کمپین بتواند نقش کوچکی در بالابردن آگاهی عمومی در مورد حق حیات و مجازات ناقض آن یعنی اعدام ایفا کند. تمدن جهانی در دهه‌های گذشته هر چه بیشتر به سمت محدود کردن و نهایتا لغو مجازات اعدام گام برداشته است. با ما در گسترش این پیام همراه شوید.
کمپین حق حیات از طریق نشانی‌های زیر در دسترس است:
صفحهٔ فیسبوک
https://www.facebook.com/no2dp
وبسایت کمپین
http://www.no2dp.org

سرود پرستش شماره :37 ------- Worship song no : 37


Naghmeh Abedini's meeting with Barack Obama

naghmeh Obama
 President Obama met with American Pastor Saeed Abedini’s wife, Naghmeh, and two young children, Jacob and Rebekka, in a private meeting in Pastor Saeed’s hometown of Boise, Idaho.
The meeting lasted about 10 minutes, and President Obama assured Naghmeh that Pastor Saeed’s freedom is a “top priority” for him and his Administration.
This was the first time that President Obama met or spoke with Pastor Saeed’s family, and Naghmeh left the meeting with a “renewed sense of hope.”
As Naghmeh described their meeting:
President Obama came in and shook our hands and talked to the kids for a moment.  Then he sat right in front of me and started speaking of how much of a priority Saeed's case was and that he was working on getting Saeed home to our family.  He mentioned his first call several months ago to Iran’s president Rouhani and how Saeed was mentioned in that call.
He again reiterated that Saeed's case was a “top priority” and getting him back to the U.S., to our family, was a top priority. He also said that he meets with Secretary of State Kerry regularly and follows up on Saeed's case. He also said that Secretary Kerry brings up Saeed every time he meets with the Iranians.
I told him how appreciative I was that he was willing to meet with my family and for everything he was doing to bring my husband home.  I told him that I was praying for him and had been praying for months I would have the opportunity to meet with him.  He took my hand, squeezed it, and smiled.  I could tell by the look in his eyes he cared.
As the meeting ended, I said my son Jacob has something to say.  Jacob said, "Mr. President, can you please bring daddy home for my birthday?" President Obama asked, "When is your birthday?" Jacob said March 17th, and the President said he would try very hard.  He smiled, got up, hugged me again, and said goodbye. He shook the kids hands and left.
Meeting with the President of the United States of America and seeing how much he cares about Saeed’s case has given me a renewed sense of hope.  I want to thank everyone who has been praying for this meeting to take place and for my husband’s freedom.
We're grateful that President Obama took the time to meet with Naghmeh and speak with her and the children.
Pastor Saeed has been wrongly imprisoned for nearly two and a half years. He has been separated from his wife and children. The pain experienced by the Abedini family is impossible to imagine.
The meeting between President Obama and the Abedini family is a very welcomed development. It demonstrates the President's concern and compassion for this family. It also underscores the importance of Pastor Saeed's case, a U.S. citizen imprisoned in Iran merely because of his Christian faith.
The face-to-face meeting elevates Pastor Saeed's plight on the world stage - and should send a powerful message to the Iranians - it is time to release Pastor Saeed so he can return home to his family.
Also today, Pastor Saeed’s family in Iran was able to visit with Pastor Saeed and give him updates about how Naghmeh and his children are doing.
Like Naghmeh, we are hopeful that President Obama’s direct involvement in this case will lead to Pastor Saeed’s freedom.  Please continue to pray for Pastor Saeed, his family, and his swift release.
 Source: ACLJ 

Here's Naghmeh's own post on her Facebook profile:
IMPORTANT UPDATE ON MY MEETING WITH THE PRESIDENT AND ON SAEED'S FATHER VISITING SAEED IN PRISON:

Thank you all for your prayers! Today was an amazing day of meeting with the president and also hearing that Saeed's dad got to visit Saeed in person!
Meeting with the president: I got to meet with President Obama today! The kids and I were in a small office room with him and he was gracious with his time (we met for over 10 minutes). I told him that I had refrained from food for 3 days and prayed and fasted and God had ordained this meeting. He shook his head and smiled. I told him that the kids and I prayed for him and loved him (that as Christians that is what we are to do). He said he needed prayer. He said that getting Saeed out is a top priority and he is working very hard to get Saeed home back to our family. Jacob then asked him" Mr. President, can you please bring my daddy home for my birthday?" President Obama asked Jacob when his birthday was and Jacob said March 17. and President Obama said "I am going to try very hard to make that happen Jacob. I am going to try very hard..." Praise God! We had great conversation. WE made the heart connection that we all had been praying for and he listed some next steps to take... God was so evidently present in the meeting. The entire time the president was holding my hand and reassuring me. At the end he gave me a hug and we took pictures (trying to get the picture from the white house...will share as soon as I get them).

Saeed being visited in prison by his father- Saeed's father was able to have an in person visit with Saeed. The first thing he did was give Saeed a big kiss on the cheek from Jacob. Saeed's dad shared with Saeed that so many people were praying and supporting him. Saeed was really encouraged. Saeed's dad shared about Christmas and how the kids were doing. Saeed wanted to know how big the kids had gotten and stories about the kids. The most painful part for Saeed is being torn from his family and not seeing his kids grow up. He continues to have pain and the horrible conditions of the prison are not helping and are deteriorating his health.

دیدار رئیس جمهور امریکا با خانواده کشیش زندانی در ایران

naghmeh Obama
باراک اوباما رئیس جمهور ایلات متحده امریکا در طی سفرش به شهر بویزی مرکز ایالت آیداهو، در ملاقات با خانواده کشیش زندانی در ایران گفته است که خبرهای منتشره  در مورد « سعید » را پیگیری میکند و از وزیر امور خارجه خود خواسته تا موضوع این کشیش زندانی را در دستور کار خود قرار دهد.
به گزارش «محبت نیوز» رئیس جمهوری ایالات متحده، با خانواده کشیش سعید عابدینی، شهروند ایرانی‌تبار آمریکا، که از دو سال پیش در زندانهای ایران دوران محکومیت هشت ساله خود را می گذراند روز چهارشنبه دیدار کرد.
به نقل از خبرگزاری CBN، آقای اوباما در اين ديدار گفت من تقريبن اخبار سعيد را پيگيری مي كنم و در جريان خبرهای منتشر شده درباره وی هستم. ایشان همچنين از جان كری وزير امورخارجه خود خواسته است تا موضوع کشیش سعید عابدينی را در دستور كار قرار دهد.
پیش از این وزارت امور خارجه آمریکا در گزارش سالیانه خود با اشاره به حکم ۸ سال زندان سعید عابدینی آن را مصداق نقض حقوق بشر عنوان کرده بود.
ديدار با خانواده کشیش سعیدعابدينی در حاشيه بازديد پرزيدنت اوباما از ايالت آيداهو محل سكونت اين خانواده رخ داد.
نغمه همسر سعيد عابدينی مي گويد پس از اينكه متوجه شدم با  پرزيدنت اوباما ديدار مي كنم قلبم سرشار از اميد دوباره شد.
سعید عابدینی، کشیش ایرانی-امریکایی روز چهارم مهرماه سال ۱۳۹۱ در جریان سفری به ایران که با هدف دیدار با خانواده‌اش و نیز پیگیری تاسیس یک پرورشگاه انجام شده بود، از سوی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و به هشت سال حبس محکوم شد وی هم اکنون در زندان رجائی شهر کرج در شرایطی نامساعد دوران محکومیتش را سپری می كند.
نغمه در این خصوص می گوید:" دوست داشتم رئيس جمهور به خانه ما می آمد و از چشمانم مي خواند چه غمگينم. كودكانم دلتنگ آغوش پدرشان هستند، آغوشي كه سه سال است كه از آنان دور است. همواره در دعا بودم تا چنين روزی را ببينم. آقای رئيس جمهور شما سخن از دفاع از آزادی بيان و عقيده می رانيد، در حاليكه همسر من تنها به جرم ايمان مسيحی خود در زندان بسر مي برد، همسر من بيگناه در زندان است. مگر سعيد چه كرده است جز استفاده از حق خويش در انتخاب ايمان؟
مركز آمريكايی حقوق و عدالت (ACLJ) در نامه ای خطاب به پرزيدنت اوباما مي گويد اكنون بهترين زمان برای نشان دادن تعهد دولت آمريكا به خانواده عابدينی است.
جردن سكولو، مدير اجرايي (ACLJ) مي گويد بيم آن مي رود كه در سايه تلاش جدی دولت آمريكا براي رسيدن به توافق هسته ای با حكومت اسلامی، وضعيت سعيد عابدينی و ساير شهروندان آمريكايی زنداني در ايران ناديده گرفته شود. دولت آمريكا و حكومت ايران به سختی تلاش مي كنند تا پايان ضرب الاجل تعيين شده به يك توافق پيرامون مسئله هسته ای ايران دست يابند.
جردن سكولو مي گويد زمانی كه رئيس جمهور به اين شهر آمد از وی خواستيم دقايقی نيز با خانواده عابدينی بگذراند. همسر سعيد پس از سه سال رنج و تحمل سختی ها، سزاوار اين ديدار بود.

۱۳۹۳ بهمن ۲, پنجشنبه

Saeed's Wife Says Obama Will Meet with Her\Video

Saeed's Wife Says Obama Will Meet with Her

.
Naghmeh Abedini, the wife of imprisoned American pastor Saeed Abedini, says she and her children will meet with President Barack Obama Wednesday.
Mohabat News  _ She tweeted Tuesday night, "Praise God! It is a miracle!"
The Idaho Statesman reports Naghmeh Abedini received confirmation Tuesday that Obama agreed to meet with her and her two young children.
Obama is making a rare visit to Boise, Idaho, on Wednesday, which is also happens to be the hometown of Pastor Saeed Abedini.
Abedini is a U.S. citizen who has been wrongfully imprisoned by Iran for his Christian faith. His wife, Nagmeh , wrote a letter to the White House, requesting a meeting with the president while he's in town.
"My heart leapt with hope when I heard that you would be visiting my hometown of Boise, Idaho," she wrote.
"I have been praying and wanting to meet with you... to have you look into my eyes and see the piercing pain that has been there since my husband's imprisonment; to see my kids and to know that they have missed the warm embrace of their dad for nearly three years," she continued.
"You speak about the need to protect religious freedom and human rights," she said. "Saeed is imprisoned merely because of his Christian faith. My husband has committed no crime - he chose to exercise his God-given right to choose his own faith."
The American Center for Law and Justice also wrote to the president, saying this is the perfect opportunity for the U.S. government to show more of an interest in Abedini's plight.
"There are public reports that the United States may reach a nuclear deal with Iran without securing the release of Americans held captive in that country," ACLJ Executive Director Jordan Sekulow wrote.
"When you are in Boise, we request that you take a few minutes from your schedule to meet with Pastor Saeed's wife, Naghmeh," the letter continues. "After enduring years of fear and uncertainty, she deserves to be heard."

همسر کشیش زندانی:وضعیت "سعید " آنچنان برای دولت اوباما مهم نیست !

.«وضعیت کشیش سعید عابدینی که از جمله مسائل حقوق بشری محسوب می‌شود، آنچنان برای دولت آقای اوباما مهم نیستند، دولت امریکا سعی می‌کند تا قبل از هر چیز، مذاکرات هسته‌ای با ایران به نتیجه برسد.طبیعتن در این رویکرد، مسأله سعید به موضوعی پیش پا افتاده تبدیل می‌شود که فعلن به آن رسیدگی نخواهد شد.» این گفتار بخشی از سخنان نغمه عابدینی در گفتگو با مرکز مطالعات لیبرالیسم است که به تشريح وضعيت همسرش می پردازد.
 سعید عابدینی، کشیش ایرانی-امریکایی روز چهارم مهرماه سال ۱۳۹۱ در جریان سفری به ایران که با هدف دیدار با خانواده‌اش و نیز پیگیری تاسیس یک پرورشگاه انجام شده بود، از سوی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و به هشت سال حبس محکوم شد و ی هم اکنون در زندان رجائی شهر کرج در شرایطی نامساعد دوران محکومیتش را سپری میکند.
در همین ارتباط نغمه عابدینی همسر كشيش دربند "سعيد عابدينی" در گفتگويی با مرکز مطالعات لیبرالیسم به تشريح وضعيت وی پرداخت.
به گزارش تقاطع، یوحنا نجدی از مركز مطالعات ليبراليسم با نغمه عابدینی، همسر این کشیش زندانی که ساکن امریکا است گفتگویی را انجام داده است، وی در این مصاحبه ضمن بیان آخرین وضعیت سعید از دلتنگی‌های بچه‌ها برای پدرشان و توصیف دلتنگی‌های معصومانه “ربکا” و “جیکوب” سخن گفت.
سوال : خانم عابدینی؛ لطفن درباره آخرین وضعیت همسرتان برای ما توضیح بدهید.
نغمه عابدینی: سعید در ماه‌های نخست بازداشت، در انفرادی بود و خیلی مورد ضرب و شتم قرار گرفت. به همین دلیل، دچار برخی مشکلات جسمی و داخلی شده بود که این وضعیت همچنان ادامه دارد. بعد از آن چند بار به انفرادی برده شد و باز هم مورد ضرب و شتم قرار گرفت. در مجموع، بیشترین موارد خشونت و شکنجه را در ماه‌های نخست بازداشت در دوران بازجویی و پیش از دریافت حکم از سر گذراند. زندان انفرادی البته صدمات روحی زیادی به سعید وارد کرد و خیلی برایش سخت بود و خیلی زیر فشار بود تا اعتراف کند.
س: از آقای عابدینی می‌خواستند که به چه چیزی اعتراف کند؟
نغمه عابدینی: من صددرصد مطمئن نیستم اما آنطور که از گفتگوی سعید با خانواده‌اش بعد از چندماه مشخص شده بود، ظاهرن سعی می‌کردند از سعید هم به عنوان کسی که شهروند امریکا است، اعتراف "جاسوسی" بگیرند و همچنین سایر اعتراف‌هایی درباره ایمانش. می‌دانم که بخش زیادی از فشارها بر سعید، درباره ایمانش بوده است و از وی می‌خواستند که به دین اسلام برگردد و در همین جریان، سعی می‌کردند تا یک وصله‌ی "جاسوسی برای دولت امریکا" هم به پرونده سعید ببندند که البته موفق نشدند.
وقتی حکم سعید را دادند، مشخص شد که دادگاه به سال ۲۰۰۰ و زمانی که سعید، مسیحی شده بود، بازگشته است. دادگاه همچنین به فعالیت‌های سعید در کلیسای خانگی تاکید کرده بود. سعید در ایران به دنیا آمد و بزرگ شد و جزو اعضای کلیسای رسمی ایران یعنی "کلیسای جماعت ربانی مرکز" بود؛ یعنی کلیسایی که زیر نظر دولت قرار داشت. البته این کلیسا تقریبن از یک سال پیش توسط دولت جمهوری اسلامی بسته شد. سعید هیچ‌وقت از امریکا به ایران اعزام نشده بود. سعید در کلیسای خانگی هم فعالیت می‌کرد. طبق قانون جمهوری اسلامی، جمع شدن اقلیت‌های دینی در خانه برای عبادت، ممنوع نیست اما به خاطر همین، سعید به هشت سال زندان محکوم شده در حالی که طبق قانون، این اقدام اصلن جرم محسوب نمی‌شود.
یوحنا نجدی: ظاهرن چندماه پیش که آقای عابدینی به بیمارستان منتقل شده بودند، در آنجا نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و حتی لحظه‌ای به زمین خوردند. الان وضعیت جسمی‌شان چطور است؟
نغمه عابدینی: بله؛ همانطور که شما گفتید آخرین بار در ماه می ۲۰۱۴ (اردیبهشت امسال) به بیمارستان منتقل شدند و خوشبختانه از آن زمان به بعد دیگر حالشان کمی بهتر است. اما پیش از آن، زمانی که خانواده برای ملاقات به زندان رفته بودند، حال آقای عابدینی را بسیار نامناسب توصیف کرده بودند چون متاسفانه سعید را زده بودند. الان حال سعید رو به بهبود است اما همچنان دردهای داخلی را احساس می‌کند به طوری که پزشکان داخل و خارج زندان چندین بار اعلام کرده‌اند که سعید به عمل جراحی احتیاج دارد.
یوحنا نجدی: جراحی داخلی منظورتان است؟
نغمه عابدینی: بله؛ چون در این مدت خیلی به سعید قرص‌های آرامش‌بخش و مسکّن برای تسکین درد معده‌اش داده‌اند اما در معده سعید، زخم بزرگی است که دائمن باز می‌شود و این مشکل تنها با عمل جراحی برطرف خواهد شد.
یوحنا نجدی: از وضعیت روحی آقای عابدینی خبر دارید؟ روحیه‌شان چطور است؟
نغمه عابدینی: سعید در مجموع خیلی قوی است اما ظاهرن این اواخر خیلی احساساتی شده است. بچه‌های ما تقریبن سه سال است که پدرشان را ندیده‌اند. سعید به خاطر دوری از فرزند و خانواده بالاخره تا حدودی شکسته شده است. سعید تا حالا خیلی خوب خودش را قوی نگه داشته بود اما در این پنج شش ماه آخر خیلی شکسته شده است. این روزها سعید به عنوان پدر، سال‌های شیرین فرزندانش را از دست می‌دهد و این موضوع را هر پدر و مادری درک می‌کند. این خودش به تنهایی نوعی شکنجه است.
یوحنا نجدی: ظاهرن مادر آقای عابدینی هم چند وقت پیش از ایران خارج شده‌اند. دلیل خاصی داشت؟
نغمه عابدینی: بله؛ مادر سعید خیلی پیگیر وضعیت فرزندش بود و در قوه قضاییه و دفتر آقای خامنه‌ا‌ی پیگیری می‌کرد. به خاطر همین پیگیری‌های دائمی‌اش، مورد تهدید قرار گرفته بود و به وی گفته بودند: «تو هم مسیحی شده‌ای و مشکل داری و تو را هم به زندان خواهیم انداخت.» حتی گه‌گاه افرادی با بی‌سیم دم در خانه مادر سعید حضور پیدا می‌کردند و از همسایه‌ها درباره این خانواده سوال می‌پرسیدند و نوعی زمینه‌چینی می‌کردند برای بازداشت مادر سعید. مادر سعید در حقیقت به خاطر همین تهدیدهای مختلف مجبور به ترک ایران شد. البته بر خلاف خبری که ابتدا منتشر شده بود، فرار نکرد بلکه با پاسپورت و به صورت کاملن قانونی از ایران خارج شد. مادر سعید، پناهنده نیست بلکه "گرین‌کارت" دارد و به راحتی به امریکا آمده است.
س: پس الان چه کسی پیگیر وضعیت آقای عابدینی در ایران است؟
نغمه عابدینی: پدرش. طی ماه‌های اخیر به خانواده نزدیک سعید اجازه دادند که ماهی یک بار با سعید ملاقات کنند. پدر سعید پنج شش ماه در امریکا اقامت داشت و در این مدت هم به یکی از افراد نزدیک خانواده اجازه داده بودند تا ماهی یک بار با سعید ملاقات داشته باشد. اما فقط به پدر و مادرش اجازه داده بودند تا هفته‌ای یک بار با سعید ملاقات کنند.
س : الان فرزندان شما درباره پدرشان چه می‌گویند؟ چه طور فکر می‌کنند؟ شما پدرشان را چطور برای آن‌ها توصیف می‌کنید؟
نغمه عابدینی: به عنوان یک مادر، یکی از دردناک‌ترین مشکلات من، درد بچه‌هایم است. در هفته‌های اول دائمن دلشان می‌خواست تا ویدئویی از پدرشان ببینند. دختر من خیلی نگران بود که مبادا صدای پدرش را فراموش کند و خاطراتش را از یاد ببرد. الان هم فرزندانم دائمن آلبوم‌های‌شان را ورق می‌زنند. اخیرن یکی از آلبوم‌های دخترم پاره شده بود که خیلی نگرانش کرد و به من می‌گفت «مامان، این آلبوم پاره شده است؛ برایم درستش کن تا عکس‌های بابا را ببینم.»
من با تمام وجود احساس می‌کنم که چطور فرزندانم تلاش می‌کنند تا خاطرات پدرشان را فراموش نکنند. دختر من چند وقت پیش گفته بود «کاش من کوچک می‌ماندم و بزرگ نمی‌شدم چون در کودکی‌ام، پدرم پیشم بود.»
پسر من اصلن از بوسه خوشش نمی‌آید. چند وقت پیش که پدربزرگش (پدر سعید) به ایران باز می‌گشت، پسرم صورت پدربزرگش را بوسید و به وی گفت: «این را ببر برای ددی!»
گریه‌ها و دردهای فرزندان یک طرف، اشتیاق آن‌ها برای اینکه پدرشان آنها را بغل کند هم طرف دیگر. فرزندانم وقتی سایر بچه‌ها را با پدر و مادرشان می‌بینند، خیلی برای‌شان سخت می‌گذرد.
س : بچه‌ها آخرین بار کی با پدرشان صحبت کردند؟ هیچ امکانی فراهم شده تا تلفنی با آقای عابدینی گفتگو کنند؟
نغمه عابدینی: دولت ایران همچنان چنین اجازه‌ای به ما نداده است. ما از طریق قانونی خیلی سعی کردیم تا این ارتباط برقرار شود و بچه‌ها با پدرشان صحبت کنند، اما هنوز موفق نشده‌ایم.
س : چند وقت پیش اخبار ضد و نقیضی منتشر شد مبنی بر اینکه برخی از هم‌بندی‌های آقای عابدینی مشکلاتی را برای‌شان ایجاد کرده‌اند و درگیری‌هایی رخ داده است. شما این اخبار را تایید می‌کنید؟
نغمه عابدینی: خوب؛ تمام کسانی که در زندان کنار سعید حضور دارند، مسلمان هستند. برخی از این زندانیان سنی‌مذهب، جزو گروه القاعده هستند و برخی دیگر نیز حتی خودشان را از جمله نیروهای گروه داعش معرفی کرده‌اند. از طرفی هم، سعید یک مسیحی است با این توضیح که سعید، فرد مسیحی‌زاده‌ای نیست بلکه مسلمان به دنیا آمد و به مسیحیت تغییر دین داد. این موضوع در مجموع خیلی برای گروه‌های تندروی مذهبی مسلمان به ویژه در زندان حساسیت‌برانگیز است.
سعید از طرف این گروه‌ها مورد تهدید جانی قرار گرفته بود؛ یکی از این افراد در سلول خود سعید بود و چند نفر دیگر هم در زمان هواخوری سعید را تهدید کرده بودند. اما ما خیلی پیگیری و صحبت کردیم تا بالاخره این مشکل حل شد و این افراد به سلول‌های دیگری منتقل شدند.
س :سال گذشته، زمانی که ایران و کشورهای گروه ۵+۱ بر سر پرونده هسته‌ای ایران به توافقاتی دست یافتند، شما در مصاحبه‌ای از این‌که کشورهای غربی در جریان این مذاکرات موضوع همسرتان را مطرح نکردند، انتقاد کردید. به نظر شما دولت امریکا تا چه اندازه پیگیر وضعیت آقای عابدینی است؟ اگر اشتباه نکنم، آقای اوباما آخرین بار در یک مراسم مذهبی برای آقای عابدینی دعا کردند.
نغمه عابدینی: بله؛ درست می‌گویید؛ در حقیقت، تنها زمانی که آقای اوباما درباره سعید صحبت کردند، همان دعای سالیانه‌ای بود که شما اشاره کردید.
س :به غیر از این، هیچ اقدام عملی دیگری انجام ندادند؟
نغمه عابدینی: نه؛ من هنوز موفق به ملاقات با آقای اوباما نشده‌ام. ایشان غیر از آن دعا برای سعید، کار خاص دیگری انجام نداده‌اند. البته آن جلسه هم جلسه مهمی بود اما به هر حال فقط یک "مراسم مذهبی" بود نه بیشتر.
من البته می‌دانم که دولت امریکا در حاشیه‌ی مذاکرات هسته‌ای با ایران، درباره‌ی شهروندان ایرانی-امریکایی زندانی در ایران (مثل سعید یا امیر حکمتی) با مقامات جمهوری اسلامی صحبت کرده است. دولت امریکا بارها این موضوع را اعلام کرده است.
س :شما چقدر امیدوار هستید که مطرح شدن وضعیت همسرتان در حاشیه این مذاکرات، به عنوان موضوعی جانبی، بتواند تغییری در وضعیت آقای عابدینی ایجاد کند؟
نغمه عابدینی: من جدیدن بیشتر ناامید شده‌ام. چون اولین تلفن آقای اوباما به آقای روحانی خیلی سر و صدا به پا کرد و گفته شد که در این گفتگو درباره شهروندان ایرانی-امریکایی زندانی در ایران همچون سعید هم گفتگویی صورت گرفته است. من آن زمان خیلی خوشحال شدم و با خودم گفتم که حالا با برقراری ارتباط بین دو کشور، پس احتمالن سعید به زودی آزاد خواهد شد. اما الان می‌فهمم که نه؛ آن‌طور که فکر می‌کردم نیست. من امیدوارم که علاوه بر این صحبت‌ها، یک اقدام عملی و حرکتی صورت بگیرد که سعید آزاد شود. من فقط خواستار آزادی سعید هستم. البته من خوشحالم که مقامات در حال صحبت درباره سعید هستند اما این صحبت‌ها تا زمان آزادی او برای من بی‌معنی است و من ناراحتی‌ام را دائمن به مقامات دولت امریکا گفته‌ام.
س : از چه طریقی؟
نغمه عابدینی: من به طور مرتب با مقامات دولت امریکا حتی مقامات رده بالا در تماس هستم و وضعیت سعید را پیگیری می‌کنم. در این صحبت‌ها به مقامات امریکایی گفته‌ام که این صحبت‌های شما خیلی خوب است اما فراموش نکنید که سعید هنوز "آزاد" نیست و هیچ تغییری در شرایط وی ایجاد نشده است. من این انتقاد را مستقیمن به خود مقامات دولت امریکا گفته‌ام.
یکی از مشکلات در این زمینه این است که دولت جمهوری اسلامی می‌گوید که این شهروندان، علاوه بر تابعیت امریکایی، تابعیت ایرانی دارند و حکومت ایران، این افراد را به عنوان شهروندان ایرانی بازداشت و محاکمه کرده است نه به عنوان شهروندان امریکایی. یعنی دولت ایران به امریکا می‌گوید که وضعیت این شهروندان ایرانی، به شما ربطی ندارد.
س : با توجه به ارتباط قابل توجه شما با مقامات دولت آقای اوباما به منظور پیگیری وضعیت همسرتان، به نظر شما چرا دولت امریکا آن‌گونه که لازم است وضعیت این شهروندان ایرانی-امریکایی زندانی را پیگیری نمی‌کند؟
نغمه عابدینی: من در برخی از همین صحبت‌هایم با مقامات امریکایی کاملن متوجه شدم که دولت امریکا بیشتر در پی حل مسائل هسته‌ای با ایران است و این موضوع برای آقای اوباما در اولویت قرار دارد. به همین دلیل، وضعیت سعید که از جمله مسائل حقوق بشری محسوب می‌شود، آن‌چنان برای دولت آقای اوباما مهم نیستند. از طرفی، دولت ایران هم خیلی روی مسائل حقوق بشری حساسیت دارد. دولت امریکا سعی می‌کند تا قبل از هر چیز، مذاکرات هسته‌ای با ایران به نتیجه برسد. در حقیقت، دولت آقای اوباما سعی می‌کند که تا زمان رسیدن به نتیجه در خصوص پرونده هسته‌ای، ایران را از لحاظ مسائل حقوق بشری به هیجان و چالش دچار نکند. طبیعتن در این رویکرد، مسأله سعید به موضوعی پیش پا افتاده تبدیل می‌شود که فعلن به آن رسیدگی نخواهد شد.
س :خانم عابدینی؛ به عنوان سوال آخر، خود شما در این مدت بیش از دو سال که همسرتان در زندان هستند، نسبت به قبل چه تغییری کرده‌اید؟
نغمه عابدینی: این اتفاق برای من دردناک است ولی با این وجود، خوشحالم که از این طریق توانسته‌ام دردهای دیگران را بیشتر درک کنم. من امریکا بزرگ شده‌ام و هیچوقت با چنین شرایطی مواجه نشده بودم که کسی به خاطر اعتقاد یا طرز فکر و ایمانش به سال‌ها زندان محکوم شود. این سال‌ها خیلی با خانواده زندانیان سیاسی و عقیدتی همدردی کرده‌ام و با آن‌ها در تماس بوده‌ام و در مجموع، شرایط‌شان را بیشتر درک می‌کنم. برکتی که از این سختی گرفته‌ام این است که درد خانواده‌ها و بچه‌های زندانیان برایم آشکارتر شده است. این قسمتی که در زندگی‌ام برای من باز شده، بسیار ارزشمند است.

دیوار مقبره دانیال نبی درشوش به دلیل گود برداری فرو ریخت

دیوار ضلع غربیdanial nabi مقبره دانیال نبی‌ به دلیل گود برداری های اطراف این حرم فرو ریخت، کاشی‌های دوره قاجار و پهلوی اول پس از ریزش دیوار به‌شدت آسیب دیده اند.
به گزارش « محبت نیوز»، به‌ دنبال طرح توسعه مقبره دانیال نبی، روز سه شنبه بخشی از دیوار ضلع غربی این اثر تاریخی ـ مذهبی ارزشمند در شوش ریزش کرد.
به نقل از خبرنگار مهر، آنطور که دوستداران میراث‌فرهنگی خبر داده‌اند، گودبرداری‌هایی که چند روز پیش در اطراف مقبره برای احداث مسجد و پارکینگ صورت گرفته بود سبب ریزش کاشی‌های دوره قاجار و پهلوی اول شده است.
طرح توسعه حرم دانیال نبی با هدف توسعه صحن‌های حرم با مشارکت اداره اوقاف و اداره میراث‌فرهنگی استان خوزستان به مدت دو سال درحالی آغاز شده که پیشتر فعالان و کارشناسان میراث‌فرهنگی نقدهایی بسیاری را درخصوص اجرای این طرح وارد کرده بودند.
دیواری که هم‌اکنون آسیب دیده مربوط به دوره قاجاریه بوده است.

45churches torched in Niger capital in cartoon demos.

.Forty-five churches were torched over the weekend in Niger's capital during deadly protests over the publication of a Prophet Mohammad cartoon by the French satirical weekly Charlie Hebdo.
Mohabat News _ The protests, which left five people dead and 128 people injured in Niamey, also saw a Christian school and orphanage set alight, Adily Toro, a spokesman for the national police, told a press conference.
Similar unrest sparked by the French satirical weekly, which was targeted by a bloody Islamist raid on January 7, saw five people killed in the southern city of Zinder, where 45 were wounded.
In the attack on Charlie Hebdo, gunmen slew 12 people, saying they were avenging previous publications of cartoons depicting the prophet. A week later staff defiantly produced a "survivors' issue" with a new cartoon, winning backing from vocal supporters of freedom of expression, but further provoking Muslims in a number of countries.
"The French flag was burned," Toro said, adding that 189 people, including two minors, were arrested by police. Demonstrators also pillaged and burned numerous premises, including five hotels and 36 bars.
On Sunday, some 300 protestors in Niamey defied a ban on further demonstrations, throwing stones at police who tear-gassed them. The governor of the capital, Hamidou Garba, said 90 people were arrested, while local media said those detained included opposition leaders.
Muslim elder Yaou Sonna on Saturday urged people to stop attacking Christians. "Don't forget that Islam is against violence," he said on state television. "I urge men and women, boys and girls to calm down."
Many Muslims, who form an overwhelming majority of Niger's population, see any depiction of Islam's prophet as offensive

۱۳۹۳ بهمن ۱, چهارشنبه

ابعاد تازه جنايت مسلمانان بر عليه مسيحيان در نيجر

.
بنا به گفته مسئولان دولتی، خسارات قابل توجهی تاکنون ثبت شده است. ۴۵ کلیسا، پنج هتل، ۳۶ کافه، یک پرورشگاه و یک مدرسه مسیحی، غارت و سپس آتش زده شدند.
به گفته پلیس نیجر در جریان تظاهرات روز شنبه در شهر نیامی علیه انتشار کاریکاتور پیامبر مسلمانان در نشریه «شارلی ابدو»، ۴۵ کلیسا به آتش کشیده شد. در دو تظاهرات نیامی و زیندر علیه نشریه «شارلی ابدو» در مجموع ۱۰ نفر کشته شده‌اند.
به نقل از خبرگزاری آدیلی تورو، سخنگوی پلیس کشور نیجر، روز دوشنبه ۱۹ ژانویه/۲۹ دی، در یک نشست رسانه‌ای گفت: «خسارات قابل توجهی ثبت شده است. ۴۵ کلیسا، پنج هتل، ۳۶ کافه، یک پرورشگاه و یک مدرسه مسیحی، غارت و سپس آتش زده شدند.»
افزون بر پنج نفر کشته تظاهرات روز شنبه که خبر آن توسط محمدو ایسوفو، رئیس جمهور نیجر اعلام شد، ۱۲۸ نفر از جمله ۹۴ مأمور انتظامی و ۳۴ تظاهر‌کننده، در این اعترضات زخمی شدند.
به گفته رادیو زمانه، سخنگوی پلیس نیجر همچنین از بازداشت ۱۸۹ نفر از جمله دو نوجوان خبر داد و با تأسف گفت: «پرچم فرانسه نیز به آتش کشیده شد.»
از سوی دیگر صبح روز یک‌شنبه ۱۸ ژانویه/۲۸ دی، به‌رغم اعلام ممنوعیت هر گونه تظاهراتی، با فراخوان نیروهای اپوزیسیون حدود ۳۰۰ تن از مخالفان در نیامی دست به تظاهرات زدند که به درگیری با پلیس ضد شورش انجامید.
فرماندار نیامی روز یک‌شنبه گفت که ۹۰ نفر از این معترضان دستگیر شده‌اند. رسانه‌های نیجر گفته‌اند رهبران اپوزیسیون نیز در میان بازداشت‌شدگان بوده‌اند.
تظاهرات ضد نشریه «شارلی ابدو»، روز جمعه در شهر زیندر نیجر نیز پنج کشته و ۴۵ زخمی بر جای گذاشت. در این دومین شهر بزرگ نیجر، مرکز فرهنگی فرانسه ـ نیجر و چندین کلیسا به آتش کشیده شدند.
هاسومی ماسودو، وزیر کشور نیجر از حضور پرچم اسلامگرایان تندرو گروه بوکو حرام در تظاهرات سخن گفت. بوکو حرام در کشور نیجریه فعال است و شهر زیندر نیز در نزدیکی این کشور قرار دارد.
در چند روز اخیر اعتراضات گسترده‌ای در کشورهای مختلف مسلمان‌نشین در اعتراض به انتشار کاریکاتور پیامبر اسلام در شماره جدید «شارلی ابدو» برگزار شد که برخی از آن‌ها به خشونت کشیده شدند.
در ایران نیز گروهی از «دانشجویان بسیجی» بعد از ظهر دوشنبه ۲۹ دی در برابر سفارت فرانسه در تهران جمع شدند تا به حمایت دولت‌های غربی از اقدام نشریه «شارلی ابدو» اعتراض کنند.
هیئت تحریریه نشریه «شارلی ابدو» که هفته گذشته هدف حمله دو تروریست قرار گرفت، روز چهارشنبه ۱۴ ژانویه/۲۴ دی‌ماه، شماره جدید این نشریه را با کاریکاتوری از پیامبر اسلام که پلاکارد «من شارلی هستم» را در دست داشت و اشک می‌ریخت، منتشر کرد.

دولت اسلامی ۱۳ جوان را به دلیل تماشای مسابقه فوتبال اعدام کرد

.
دولت اسلامی تماشای مسابقات فوتبال را ممنوع و دلیل این ممنوعیت را غربی بودن آن توصیف کرده است.
خبرگزاری رسمی اردن (پترا) اعلام کرد گروه دولت اسلامی در هفته گذشته ۱۳ جوان را در منطقه یرموک در غرب موصل به دلیل تماشای مسابقه فوتبال میان تیم‌های عراق و اردن در مسابقات جام قهرمانی آسیا اعدام کرد.
مسابقات فوتبال قهرمانی آسیا میان تیم‌های برگزیده در استرالیا در حال برگزاری است. عراق و اردن حریفان سنتی به شمار می‌آیند و مسابقه فوتبال میان این دو تیم معمولن با پیگیری زیادی در دو کشور همراه است. این مسابقه با نتیجه یک بر صفر به سود عراق به پایان رسید.
خبرگزاری اردن، رسانه‌های عراقی را منبع این خبر اعلام کرد.
به گفته راديو كوچه، براساس این خبر، افرادی از دولت اسلامی، این جوانان را پس از بازداشت به زمین ورزشی منتقل کردند و به صورت علنی با شلیک گلوله اعدام کردند.
قبل از این نیز افرادی از طرف دولت اسلامی از طریق بلندگو اعلام کردند این اعدام علنی پیامی به افرادی است که با احکام دولت اسلامی مخالفت می‌کنند.
به گزارش عصرایران، جنازه افراد اعدام شده هم برای مدت زمانی طولانی در این زمین ورزشی‌‌ رها شد و خانواده‌های آن‌ها نتوانستند جنازه‌ها را بردارند زیرا می‌ترسیدند توسط اعضای دولت اسلامی تحت تعقیب قرار بگیرند.


دولت اسلامی تماشای مسابقات فوتبال را ممنوع و دلیل این ممنوعیت را غربی بودن آن توصیف کرده است.

روسیه ; جشن غسل تعميد عيسی مسيح در آب یخ

.
به مناسبت جشن بزرگ ارتدکس در مسکو جشن غسل تعمید عیسی مسیح برگزار می شود.
به گزارش «محبت نيوز»، تقریبن ١١٠ هزار مسکویی در شنای آب یخ سالانه شرکت می کنند.
در سال جاری، ١٩ ماه ژانویه در پایتخت روسیه ٥٧ جا برای آبتنی در رودخانه ها و دریاچه ها وبرکه های یخ زده آماده خواهد شد.
به گفته راديو روسيه، تمام آنها بازرسی شده اند و بدون ترس می توان از پلکان کوچک وارد آب شد.
امدادگران، پزشکان و پلیس، امنیت شرکت کنندگان را تأمین خواهند کرد. این رسم به مناسبت جشن بزرگ ارتدکس - غسل تعمید عیسی مسیح برگزار می شود. مسیحیان ارتدوکس روسیه بر این باورند که فرو رفتن در آب یخ گناهان را می‌زداید.
.در این محل یخ روی آب به شکل یک صلیب بریده می شود. در ادامه شهروندان در سرمای منفی ۱۷ درجه ، برهنه وارد این آب می شوند.
در این روز بسیاری از شهروندان غیرمذهبی روسیه نیز از فرصت استفاده کردند و تنی به آب خواهند زد.
در سال‌های گذشته در این مراسم که در مناطق مختلف روسیه برگزار می‌شود، مواردی از مرگ هم گزارش شده بود. شرکت‌کنندگان در مراسم نباید بیماری دستگاه گردش خون داشته یا الکل نوشیده باشند. حمام آب یخ یادآور نوعی تعمید از غسل تعمید عیسی مسیح است.گفته می شود هدف این مراسم سنتی-مذهبی تقویت سلامتی است.
بنا بر گزارش‌ها، محبوبیت این مراسم در روسیه در سال‌های اخیر به‌طور دائم افزایش یافته است.

Christian Convert Still in Prison Although His Prison Term is Over

A Christian convert who has been in prison for 17 months completed his prison term on January 13, 2015, but has not been released yet, as he waits for the judge to issue his release order.

.
Mohabat News – Ebrahim Firouzi is a Christian convert who has been arrested several times for his Christian activities. In his last appearance in court on July 13, 2013, he was sentenced to one year in prison and two years of exile to the remote town of Sarbaz, in Sistan and Baluchestan province for propaganda against the Islamic regime, Evangelism, connection with enemies and "anti-regime networks" abroad, and starting a Christian website.
The sentence was given to him for his earlier accusations. Therefore, taking into account the number of days he has been detained, his prison term should have been over on January 13, 2015. However, he is still being held in prison.
In the meantime, another case has been opened for him in branch 28 of the Revolutionary Courts for "propaganda and action against national security", but so far his judge has refused to deal with this case.
An individual close to Ebrahim Firouzi told Mohabat News, "The judge has issued a 200 million Toman bail (approximately $73,000 USD) for Ebrahim's release, but when his family went to post the bail, they were rejected".
The individual, whose identity cannot be disclosed for security reasons, added, "Last January Ebrahim Firouzi was taken to a court where he denied all accusations. The judge told him since you denied your accusations, you will need to wait for the prosecutor to appear at the court with you".
It is now a year after that court appearance, he has never been called to court again.
Mr. Firouzi is currently being held in Ward 10 of the Rajaei-Shahr prison in Karaj, together with another Christian prisoner, Farshid Fathi.
In another incident, the authorities at Rajaei-Shahr prison held a Christmas celebration for the inmates and intentionally prevented Christian prisoners from attending the celebration which was held in the Central Hall of the prison.
It is evident that the pressure on Iranian Christian prisoners continues and is a clear example of the Islamic regime's systematic violation of Human Rights. In this regard, the U.S. Commission for International Religious Freedom listed Iran as a country where religious freedom is being "seriously" violated and warned that the situation is getting worse in the country.